مدیران عزیز و ایثارگر

می دانم که این روزها تحت آماج شدید ترین انتقادات  قرار دارید ،به اعتقاد من این ناسپاسی است که زحمت های شبانه روزی و مخلصانه شما عزیزان نادیده گرفته شود. با احترام به نظر همه منتقدان باید اذعان کنم که بسیاری از این دیدگاه های منتقدانه از سوی ناکامانی است که زمانی آرزو داشتند جای شما باشند در حالی که فراموش کرده اند ۴ سال پیش در شرایطی شما و دوستانتان سکانداری این دستگاه را در دست گرفته اید که پس از سی سال فعالیت تربیت معلم درپس از انقلاب ،ما نتوانسته بودیم حتی یک مدیر لایق در بین خودمان پیدا کنیم بنا بر این مجبور شدیم از شما و دوستانتان دعوت کنیم که بیایید و مدیریت بر ما را بپذیرید و شما و گروهتان مانند ناجیانی قدیس گونه از دانشگاه های مختلف بر ما فرود آمدید و منشاء تحولاتی شدید که در تاریخ تربیت معلم این کشور ماندگار شد. این سطور ناقابل با دو هدف اساسی به رشته تحریر در می آید یکی اینکه تشکری باشد از این همه ایثار و از خود گذشتگی و دیگر پاسخی باشد دندان شکن به منتقدان ناسپاسی که پیشرفت صاعقه واروعلمی دانشگاه را برنمی تابند .لذا ضروری است بابر شمردن گوشه ای کوچک از این همه تحول و پیشرفت ،مرهمی باشم بر آلام این هجمه های گاه و بیگاه ناسپاسان و بد عهدان روزگار:

۱-ابداع روش های جدید مدیریتی:شما در مدت زمان کوتاه مدیریتی  ،با استفاده از دیدگاه آکادمیک خود مکاتبی را در تئوری های خود بنیان نهادید که در تاریخ تئوری های مدیریتی دنیا بی نظیر است و حتی می تواند در جایگاه تئوریهای پست مدرنیزم قرار گیرد با این تفاوت که نظریه ها و تئوری های گذشته اغلب در حد نظر باقی ماندند ولی شما آنها را به عمل در آوردید و منشا خیرات و برکات متعددی شدید که بر شمردن آنها در این مجال نمی گنجد .صرفا برای خالی نبودن عریضه و ادای دین وانتقال تجربیات به نسل های مدیریتی آینده به یکی دو مورد بسنده میکنم :

الف ):تئوری زوج و فرد :در این روش مدیریتی برای اینکه زمین سازمان مرکزی از حجت خالی نماند برخی معاونین و مدیران کل سازمان تقسیم کار نموده و روزهای زوج و فرد را بین خود تقسیم نموده و در یکی از این دو بخش در محل کارخود حاضرمی شوند بطوری که ارباب رجوع هر زمان به سازمان مرکزی مراجعه نماید حداقل یکی از مدیران در کل دفاتر و اتاق های سازمان حضور فعال دارند.منتقدین این نظریه با کوته بینی صرفا حضور فیزیکی مدیران را ملاک فعالیت می  دانند و چون اکثر آنها تحصیلات دانشگاهی نداشته و سواد آنها از حد اکابر و عم جز بیشتر نیست نمی دانند که در دنیای جدید روشی ایجاد شده به نام دور کاری که استارت آن در دولت قبل زده شد اما با انتقادات این بی خبران توسعه پیدا نکرد که اگر می کرد چه می شد .چون مدیران شما از اعضای هیات علمی سایر دانشگاه ها هستند مجبورند اغلب اوقات در جلسات دفاع ازپایان نامه های ارشد و دکتری آن دانشگاه ها حضور داشته باشند و به این وسیله هم به دانش بشری خدمتی کرده باشند و هم این که با انتقال دستاورد های علمی مدافعان پایان نامه ها به دانشگاه فرهنگیان موجب کیفیت بخشی این دانشگاه شوند .تدوین منشورکیفیت توسط یکی از مدیران خوشنام شما از خروجی های این تئوری بی نظیر است .شما حتی برای اینکه جلوی یاوه گویی های این منتقدان تنگ نظر را بگیرید مجبور شدید در مدت زمان محدودی یکی از دانشجویان دوره دکتری خود را در مجاورت دفتر خود به عنوان مشاور به کار بگمارید که این روش خود مکتب جدا و نظریه مستقلی را می طلبد که می توان برای آن کتابها نوشت و تحقیقات زیاد انجام داد .

ب)تئوری فاز و نول :این تئوری مانند بسیاری از روش ها و نظریه های علمی مانند اقدام پژوهی از صنعت به علوم انسانی راه پیدا کرد ورسیدن شما به این تئوری به اعتقاد من الهامی بوده که از صنعت برق کاری دریافت نموده بودید . ناچارم برای بی خبران ،این موضوع راکمی تشریح کنم. همانگونه که می دانید وقتی یک برق کار ساختمان کم تجربه سیم کشی ساختمان را به انجام رساند،و کلید فیوز را زد اما جریان برق برقرار نشد،نخستین اقدامی که انجام می دهد اینکه سیم های فاز و نول را با هم جابجا می کند و جریان برقرار می شود .اقدام شما در جابجایی معاونان آموزشی و پژوهشی در سال نخست مدیریتی تان با الهام ازاین روش بی نظیر برق کار بود .باید اعتراف کنم پس این جابجایی بی نظیر ،هر دو معاونت و خصوصا معاونت آموزشی ،با یک جهش صاعقه وار مواجه شدند و روش هایی را دربرنامه درسی ایجاد نمودند که میلر باید بیاید و مقابل اینها لنگ بیندازد البته در جای خود به این دستاورد ها اشاره خواهم نمود اما این را هم اشاره کنم که اجرای این تئوری به همان سادگی جابجایی سیم های فاز و نول نبود ظرافت هایی دارد که فقط اهل فن از آن سر در می آورند .من فقطبه یکی از این حرکت های مدیریتی ظریف اشاره می کنم اگر یادتان باشد سال گذشته برای شرکت در یک همایش پژوهشی به اتفاق هیات همراه به مالزی تشریف برده بودید ،در آن سفرچون موضوع همایش پژوهشی بود همه انتظار داشتند که معاون پژوهش را با خود همراه سازید اما با کمال تعجب همه دیدند معاون آموزشیرا با خود بردید ،این همان ظرافت هایی است که بدان اشاره نمودم .از این تئوری در عزل و نصب های دیگری مانند برداشتن یک مدیر محبوب و موفق از اداره کل امور اداری و نشاندن وی در مصدر آموزش هم اتفاق افتاده که به دلیل اطاله کلام به تشریح آن ها نمی پردازم.

۲-تحول بی نظیر و عالمانه درایجاد ساختار جدید دانشگاه از جمله نو آوری هی عالمانه شماست .در این ساختار جدید چند اتفاق نادر به وقوع پیوست که میتواند الگوی مدیریتی و تشکیلاتی سایر دانشگاه های کشور باشد:

الف)ایجاد معاونت نظارت و ارزیابی:این حوزه درحد یک اداره کل بود و انصافا” زمانی که اداره کل بود کار چندانی از آن ساخته نبود ،اما از زمانی که با تدبیر شما به معاونت ارتقایافت ،علاوه بر اینکه چند مدیر کل در آن منصوب شدند که خود در ایجاد اشتغال برای نیروهای مازاد این حوزه اثر بخش بود،تحول بسیار شگرفی در ارزیابی بوجود آمد .به چند نمونه از این دستاوردها اشاره کوتاهی می کنم .یکی اینکه بلافاصله پس از نظر سنجی مجازی دانشجویان از اساتید که اجبارا”در سامانه مروارید اتفاق افتاد ،کارشناسان نظارتی شما مشغول بکار شدند و با تلاش شبانه روزی خود نتایج حاصله را بصورت کتبی و کاملا” محرمانه به اساتید رسانیدند .شاید برخی منتقد بودند که در عصر فضای مجازی و دیجیتال چرا این همه وقت و هزینه برای چاپ و بسته بندی این نظرسنجی ها انجام شد .جواب کاملا” روشن است در عصرفضای مجازی است که حقوق های نجومی لو میرود و اختلاس ها رو می شود و آنوقت با چه ضمانتی این اسناد محرمانه در موقعیت مجازی قرار می گرفت ؟علاوه بر آن چرا این همه تنگ نظری در مورد چندر غاز اضافه کاری عوامل اجرایی این حوزه وجود دارد؟مگر خودتان خانواده و قسط و قرض ندارید؟اگر این کاربصورت یدی انجام نمی شد ،کارشناسان پرکار حوزه ارزیابی و نظارت اضافه کاری خود را از کدام مجرا بدست می آوردند؟علاوه برآن تغییرات گاه و بیگاه برنامه های آموزشی و اداری از دستاوردهای ارزیابی و نظارت بود مثلا در خصوص میزان شهریه ماده ۲۸ای ها تا پایان دوره ده ها تصمیم گرفته شد و در مصاحبه ها رسما” اعلام گردید و یا داستان پر التهاب و دامنه دار آزمون جامع که یک کار بدیع و بی سابقه در تاریخ آموزش عالی جهان بود فقط با ایجاد معاونت نظارت و ارزیابی ممکن بود.در مورد تغییر سر فصل ها و ارزیابی از اثر بخشی سرفصل های جدید نیز هیچ آدمی با حداقل هوش متوسط به پایین هم نمی تواند کتمان کند که حوزه نظارت چه نقش بی بدیلی داشته است مثلا چه حوزه ای می توانست با اقتدارکامل، ظرف ۱۸ ماه برای درس پروژه سه نوع متفاوت سرفصل بیرون دهد با عنایت به اینکه  هر سه نوع آن مهمور به مهر وزارت علوم باشد ؟اینها دستاورد های کمی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت.البته برخی با کینه توزی ذاتی خود شایع نمودند که برای فلان شخصیت خاص که رفیق شفیق شما بوده چون حاضر نشد در سمت مدیر کلی قرار گیرد ،آن بخش را به معاونت ارتقاء دادید یعنی اول مظروف را انتخاب نمودید بعد برایش ظرف ساختید که البته من و شما می دانیم این حرف ها همه اش از حسادت و بخل آنهاست .

ب)ایجاد ساختار استانی در زمان مدیریت شما عزیزان کاهش دهنده آلام کارشناسان خدوم و پرکار سازمان مرکزی بود ،آمارها نشان می دهد که از هر۴  نفر حقوق بگیر دانشگاه فرهنگیان در سطح کشور،یک نفرشان درسازمان مرکزی مشغول به کار است ،حالا تصور کنید امور سه نفر به یک نفر بطور مستقیم مربوط  باشد چه فشار مضاعفی به این عزیزان وارد می آید حتی در زمان روم قدیم هم سه گلادیاتور را به جان یک نفر نمی انداختند  بنا براین با ایجاد ساختار استانی با یک تیر چند نشان زدید یکی اینکه برای تامین مدیریت آنها در برخی استان ها به تاسی از وزیر سابق آموزش و پرورش ،به بازیافت مدیران بازنشسته دست زدید که در نوع خود یک اقدام شجاعانه بود دوم اینکه تعداد زیادی کارشناس متخصص اما بی کار را از مراکز و پردیس ها در مدیریت استان مشغول به کار کردید که این به نوعی مدیریت صرفه جویانه در نیروی انسانی است .سوم اینکه همه می دانیم یکی از دلایل افت کیفیت آموزشی داشتن اختیارات زیاد مراکز تربیت معلم سابق بود و اکنون با ایجاد ساختار استانی این اختیارات بی جا را از آنها گرفتید و منتقدان نمی دانند که دنیا با یک دگردیسی شگفت انگیز به سمت مدیریت متمرکز تمایل پیدا کرده است لکن قبل از اینکه مدیران آموزشی دنیا دست به کار شوند و مدیریت متمرکز خود را احیا کنند شما پیشدستی نموده و به هرچه تمرکز قویتر و بسته تر دست زدید که این امر حاکی از دور اندیشی شما بزرگواران است.

۳-انقلاب شما مدیران فهیم دانشگاه در برنامه های آموزشی و درسی دانشگاه فرهنگیان بر هیچکس پوشیده نیست .شما درس ها و سرفصل های پوسیده یک قرن قبل را به سرفصل های مدرن و کارآمد تبدیل نمودید و دیواری ساختید که نیروی ناکارآمد تربیت معلم قادر به پریدن از آن نبود .اگر مدرسی نتواند سرفصل های جدید را به اهداف از پیش تعیین شده برساند آیا مقصرطراح سرفصل است؟بطور حتم اینطور نیست. به عنوان مثال در بحث کارورزی یک روش قدیمی و ناکارآمد وجود داشت که در آن دانشجو می بایست روش تدریس معلم راهنمای خود را می دید سپس کم کم با نظارت وی عمل می کرد تا اینکه بطور مستقل به تدریس می پرداخت.کارشناسان آموزشی شما پس از آن جهش فاز و نولی مدیریتی به این نتیجه رسیدند که آیامعلمی کردن اصلا مهارت است که بخواهد قابل انتقال باشد؟در مملکتی که دفتر دار وسرایدار و مربی مهد کودک را با یک هفته آموزش سر کلاس می فرستند و اتفاقا جواب هم می دهد چرا باید از این روش های قدیمی برای انتقال تجربیات معلمی استفاده کنیم؟بنا بر این فکورانه به دنبال یافتن راه حل هایی برای فکور کردن دانشجو معلمان افتادند و آن استفاده از برنامه شوآب در برنامه ریزی درسی بود. خود شوآب اگر می دانست نظریاتش قرار است در سطح یک مملکت اجرای آزمایشی شود ،مطمئن هستم از دانشگاه خودشان یک فرصت مطالعاتی برای ایران می گرفت .در این روش جدید بجای دیدن و عمل کردن از روش دیدن و خود را به ندیدن زدن و سپس نوشتن گزارشهای طولانی استفاده می شود .و استاد راهنما بجای عمل بیهوده رفتن به مدرسه و نظارت بر دیدن کاردانشجو ،در منزل می نشیند و گزارش های او را می خواند و کد گذاری می کند .به این وسیله دانشجو همه اش توی فکر است که چگونه بنویسد که استاد عزیزش به کد مورد نظر دست یابد . اینگونه بود که مدیران شما در آموزش با یک تیر دو نشان زدند یکی اینکه دانشجوی فکور تربیت کردند و دیگر اینکه آنها را به یکی از ابزارهای مهم پژوهش کیفی که شرح حال نویسی است مجهز نمودند .برای دانشجو معلمان هم علاوه بر همه مزایای نامبرده یک خوبی دیگر هم داشت و آن تضمین شغل دوم بعد ازمعلمی است که خیلی هم به آن نیازمندند و آن عریضه نویسی است. پس می بینید منتقدان شما که احتمالا از باند عریضه نویسان کنار نرده های دادگستری خط می گیرند، از بابت آجر شدن نان خود بود که اینقدر نگران بودند. در برنامه ریزی ماده ۲۸ ای ها مدیران آموزشی شما کاری کردند که برنامه ریزان آموزشی دنیا مانند دیدن یوسف پیامبر توسط  حاضران در کاخ فرعون آنقدرانگشت حیرت گزیدند تا خون آلوده شدند.شما در این برنامه ثابت کردید که میتوان برنامه یک ساله مهارت آموزی را در دوترم فشرده ۶ هفته ای خلاصه کرد بطوری که همه راضی باشند از استاد گرفته تا فراگیر و دربرنامه نه تنها از کارورزی استفاده نشد بلکه از قرص مشابه آن یعنی میکروتیچینگ استفاده کردید که بسیار با صرفه ترازماکروتیچینگ است. برنامه درسی طراحی شده برای این عزیزان یک تحول شگرف در برنامه درسی ایجاد کرد.همه تاکنون فکر می کردند برنامه مهارت معلمی دردرس های پیش پا افتاده ای مانند روش های تدریس یا روش های ارزشیابی یا مثلا مدیریت کلاس درس و امثالهم خلاصه می شود ولی شما ثابت کردید اصل مهارت های حرفه ای معلمی را می توان در سر فصل های فلسفه تعلیم و تربیت یا سیره تربیتی و یا اخلاق حرفه ای یافت . این ها همه دستاورد های کمی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت.

۴-ازدیگردستاورد های مدیریتی شما در این مدت کوتاه،جامه عمل پوشانیدن به یکی از آرزوهای دیرینه مدرسان تربیت معلم سابق یعنی هیات علمی شدن این عزیزان بود.شما با یک استراتژی بسیار ماهرانه و دور زدن وزارت علوم ،از طریق هیات امناءدانشگاه ،احکام هیات علمی را برای مدرسان صادر نمودید .اهمیت کار شما و مدیرانتان زمانی بیشتر درک می شود که بدانیم متولیان این دستاورد بزرگ اداری یعنی مدیران از خود گذشته تان خودشان دراین بین ذینفع نبودند چون خود از اعضای هیات علمی سایر دانشگاه ها بودند و همه این فعالیت عظیم را برای رضای حق تعالی و گشایش امور خلق الله به انجام رسانیدند. اکنون مدرسانی که بیش از سی سال از این مزایا محروم بودند ،در سایه این عنایت بی بدیل هماننداعضای هیات علمی سایردانشگاه ها از مزایای قانونی و حقوقی بطور کامل برخوردار بوده و به داشتن چنین مدیران مدبری به خود می بالند .البته کژاندیشان در این باب نیز انتقاداتی دارند که چندان قابل اعتنا نیست از جمله اینکه از زمانی که فرزندان دلبند آنها فهمیدند که می توانند از امتیازانتقال دانشجویی  به عنوان فرزندان عضوهیات علمی استفاده کنند ،دیگر درس خواندن را به کناری نهاده و بی خیال شده اند حتی چند وقت پیش یکی از همین مدرسان می گفت که پسرم اصلا” سر جلسه کنکور حاضر نشد و می گفت بابای من می تواند مرابا حکم هیات علمی خود بدون کنکور در دانشگاه شریف ثبت نام کند. به هر حال این انتقادات هیچگاه از اهمیت خدمات شایسته شما کم نمی کند.امکانات و موقعیت های رفاهی دیگرکه برای اعضای هیات علمی دانشگاه فراهم نموده اید آنقدر زیاد است که در این مختصر نمی گنجد ولی نمی توانم از سفرمشهد نام نبرم که یک واقعه منحصر به فرد بود.مدرسانی که در سی سال گذشته توفیق مسافرت تا شاه عبدالعظیم را نیافته بودند با عنایت شما به یک باره خود را در مشهد مقدس دیدند و اگر تا حال به هر شکل توفیق زیارت امام رئوف را پیدا کرده بودند در رویای خود فکر نمی کردند که روزی اقامت در هتل هما را تجربه کنند این امکانات و موقعیت آنقدر نادر بود که تمام رانندگان تاکسی در مشهد تا مدت ها در مورد آن صحبت می کردند و شبکه استانی خراسان رضوی یک برنامه اختصاصی در مورد آن تهیه کرد که جنابعالی در آن برنامه از آن واقعه تاریخی گزارش مبسوطی را به مردم بهت زده ارائه نمودید.این خدمات شایسته تنها بخش کوچکی از همه آن موقعیت هایی بود برای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان فراهم نمودید و اکنون برای اولین بار در طول تاریخ این مرزوبوم ،کارشناسان و حتی مدیران سایر دستگاه ها از جمله وزارت نفت ،آرزو دارند کاش معلم بودند و در دانشگاه فرهنگیان درس می دادند و این دستاورد کمی نیست حیف که حسودان و بدخواهان هرگز درک نمی کنند.یکی از همین ناسپاسان به تاسی از خیام یک رباعی سروده است که ذکر آن در این موقیت حساس خالی از لطف نیست:

         چندی ز مدرسی به استاد شدیم…………………….یک چند به استادی خود شاد شدیم

         پایان سخن شنو که ما را چه رسید………………..از چاله در آمدیم و در چاه شدیم

۵- ازمدیریت ثمربخش شما و همکارانتان دانشجویان و کارکنان دانشگاه را بی نصیب نماندند .کلیه کارکنانی که آرزوی تبدیل وضعیت از قراردادی به پیمانی و از پیمانی به رسمی  داشتند اکنون  همه به وصال خود رسیده  ،راضی و خشنود در کنار خانواده های خود روزگار می گذرانند ودانشجویانی که در خوابگاه ها با کمترین امکانات زیست می نمودند و تعداد سوسک های اتاقشان از تعداد دانشجویان بیشتر بود ،اکنون در رفاه کامل بسر می برند بطوری که حاضر نیستند آخر هفته ها و حتی ایام عید نوروز به نزد خانواده های خود بروند و هر تابستان با چشمانی اشکبار خوابگاه خود را ترک می کنند .اخیرا” یکی از روسای پردیس ها نامه ازاولیای یکی از دانشجویان خود دریافت نمود که در آن از نوع پذیرایی فرزندان خود گله مند بودند .دلیل ناراحتی آنان این بود که این بچه ها به دلیل غذاهای لذیذی که در دانشگاه فرهنگیان می خورند و پذیرایی شاهانه ای که می شوند،وقتی به خانه می آیند توقعشان زیاد می شود و ما نمی توانیم به اندازه شما از آنها پذیرایی کنیم و این بزرگترین معضلی است که با آن روبرو هستیم .به هرحا ل شرایط بگونه ای شده که رقابت برای ورود به دانشگاه فرهنگیان بسیار شدت گرفته است وخبرها حاکی از آن است که به دلیل همین موضوع ،از سوی مدیران سایر دانشگاه ها تحت فشار قرار دارید. این تاوانی است که باید بابت خدمت رسانی به جامعه فرهنگیان پرداخت کنید.

۶-ازمدیریت فرهنگی شما هر چه بگویم کم است و شاید نتوانم هرگز حق مطلب را ادا کنم .آنچه که در خور توجه است اینکه تمام ساختار سازمان مرکزی با مدیریت فرهنگی دانشگاه از هارمونی خاصی برخوردار است به عنوان مثال بکار گیری خانوادگی برخی کارشناسان سازمان مرکزی چنان با هدف قابل پیش بینی انجام پذیرفته که می توان برایش ده ها مقاله پژوهشی نوشت .شما تصور کنید وقتی اذان ظهر در سازمان مرکزی به صدا در می آید این زن و شوهر های جوان که بعضا “در یک واحد سازمان مشغول بکارند فارغ از دغدغه های بیشمار روزمره ،دوش به دوش هم به سمت نماز خانه سازمان حرکت می کنند شما میتوانید تمامی سیرمراحل اسفار اربعه را با چشم خود ببینید و جا دارد که از این واقعه شوق انگیز،گریبان پاره کنید و سر به بیابان نهید چرا که حیات طیبه را در حیاط سازمان مرکزی به عینه در حال وقوع می بینید. این اتفاقات میمون و پر رمز و راز فقط در سازمان مرکزی نیست که بوقوع می پیوندد .به یمن برنامه ریزی های معاونت محترم فرهنگی و مجموعه متخصص ایشان،هر ساله برنامه رویش جوانه ها دردانشگاه برگزارمی شود که در نوع خود بی نظیر است .برنامه ابتکاری غیر حضوری ماده ۲۸ ای ها شاهکار برنامه ریزی فرهنگی است .شما تصور کنید برای کسانی که تا حال این رایحه خوش به مشامشان نرسیده در یک صبح تا عصر برنامه سخنرانی بگذارید ،سپس تکالیفی بر عهده شان قرار دهید که روز های متمادی آنها را مشغول سازد .یک پژوهش غیر رسمی از تحت تاثیر شدید قرار گرفتن این عزیزان تازه وارد شده به عرصه آموزش و پرورش حکایت دارد.این ها دستاوردهایی است که به اعتقاد من سالها باید بگذرد تا ابعاد عظیم آن روشن شود.

امیدوارم  سایر دستگاه ها رااز مدیریت بی بدیل خود محروم نساخته و هر چه سریع تر به یاری آنان نیز بشتابید. از شما سپاسگزارم .