بالاخره هستیم یا نیستیم؟(در باب هیات علمی مدرسان دانشگاه فرهنگیان)
تو زمستون سال 93 بود ،وقتی خبر رسید بالاخره احکام هیات علمی مدرسان دانشگاه فرهنگیان یا همان تربیت معلم سابق با مصوبه دشمن کش هیات امناء دانشگاه پس از سه دهه انتظار صادر شده، همه از جمله خودم قند تو دلمون آب شد که عاقبت به عافیت رسیدیم و پس از سال ها انتظار به آرزوهای دست نایافتنی خرما بر نخیلمان میرسیم اما الآن که دارم این سطور را به خامه گان وورد تحت ویندوز آخرین مدل می آرایم هنوز نمی دانم هستیم یا نیستیم .منظورم عضو هیات علمی بودن است .اشتباه نکنید احکام صادر شده و با تشریفات قانونی و اخذ وجوه چشم روشنی از نیروهای خدماتی خدوم ،واصل گردید اما هنوز نمی دانیم هستیم یا نیستیم ؟می پرسید چرا؟پس توجه کنید:
*وقتی صحبت از همطرازی حقوق و مزایای اعضای هیات علمی سایر دانشگاه های کشور با خودمان می کنیم ،نیستیم اما وقتی برنامه هفتگی ما را تمام وقت میبندند و حکم میکنند که باید حداقل چهل ساعت در دانشگاه حضور فعال داشته باشیم ،هستیم.
*وقتی صحبت از مشارکت فعال در برنامه ریزی و اظهار نظر در خصوص سرفصل های نمی دونم از کجا بیرون اومده میکنیم ،گوش کسی بدهکار نیست فقط می گن انا سرفصل،این یعنی نیستیم اما وقتی معاون آموزشی مربوطه با یک بغل پرونده از دانشجویان وامونده به سراغمون میاد و می گوید بفرموده معاون کبیر،باید هر کدام از شما راهنمایی تحصیلی این دانشجویان را بر عهده بگیرید ،یعنی هستیم.
*وقتی برای انتقال فرزند خودمون از دانشگاه های دور از شهر مامانش به شهر مامانش مراجعه میکنیم ،عینک ذره بینی را به چشم میزنند یه نگاهی به حکم هیات علمی ما می کنند ویه نگاه چپ اندر قیچی به سراپای ما می اندازند و با عصبانیت میگویند این که مهر وزارت علوم نداره؟باید داشته باشه اونم برجسته اش و چنان روی کلمه وزین برجسته اش تاکید می کنند که یه دفعه تنمون مور مور میشه و مطمئن می شیم که نیستیم اما هی مرتب از ما دعوت به نوشتن مقاله و درج در مجلات خالی از مشتری شان می کنند به شک می افتیم ،نکنه باشیم؟پس یعنی هستیم.
*وقتی از پایه های سنواتی گذشته مان که صحبت می کنیم تا بناگوش قرمز می شوند یعنی اینکه شرمنده ایم و بعد برای اینکه از تک و تا نیفتند،مصوبه هیات امنا رو به رخ ما میکشند و بر روی جمله (بدون داشتن بار مالی )چند بار مانور میدهند یعنی عزیزم خیلی جدی نگیر شما نیستید .اما وقی با صدایی لرزان اظهار میداریم اگه پول ندارین پس چطور به حقوق خودتون تو سازمان مرکزی ،وسط سال واونم یهویی بیست درصد اضافه می کنین .در شرایطی که تعداد کارشناسان خدومتون که شبانه روز در حال فعالیت هستند واکثرا" به انواع درد ومرض ناشی از اضافه کاری مبتلا شده اند به شکل حیرت انگیزی به اندازه یک چهارم پرسنل و اعضای هیات علمی کل کشور جمعیت دارند ،سکوت می کنند این یعنی دیده نمی شویم ،پس نیستیم.
*وقتی خانم بزرگ برای تحقق ایده های معلم فکورانه اش هر چند وقت به صرافت می افتد که طرحی نو توی کارورزی یا واحد پروژه در اندازد،با انواع و اقسام وسایل ارتباطی دوازده ساعت قبل از ما دعوت می کنند که سراسیمه به سازمان مرکزی بیاییم و در حال چرت زدن فکورانه به ایده هایشان گوش جان بسپاریم،یعنی هستیم .اما وقتی به اشکالات اجرایی ناشی از آزمایش و خطای طرح های فکورانه شان در پایان جلسه اشاره می کنیم سری فکورانه تکان میدهند و پاسخ را به وقت سر خرمن موکول می کنند دارند به ما میفمانند که بابا همه مون سر کاریم یعنی نیستیم .
*وقتی صحبت از وام مسکن و ماشین و اینترنت پرسرعت مخصوص اعضای هیات علمی میکنیم می گویند برید بگردید ببینید کجا میدن ما هم میخوایم ما هنوز نیافتیم اگه شما یافتید به ما هم خبر بدین ،این یعنی زور بیخودی نزن بد جوری نیستیم .اما وقتی صحبت از پیچیده تر شدن بوروکراسی در اثر ایجاد لایه استانی می کنیم به مشارکت فعال در حل مشکلات مدیریت استانی دعوت میشویم این یعنی هستیم.
*می دونم حق داری بگی من که گیج تر شدم بالاخره هستیم یا نیستیم؟راستشو بخوای من هم هنوز نمیدونم هستم و یا نیستم .یعنی نه اینکه ندونم هستم یا نیستم ولی اگه اصل مطلبو بخوای بدونی میتونی باشی ولی به شرطها و شروطها بستگی دارد که از کجا باشی ؟با کی باشی؟چگونه باشی ؟ شرطها به شرح زیر:
*اگه از پژوهشکده تعلیم و تربیت اومده باشی ،این یعنی هستی ولی از تربیت معلم اومده باشی ،نیستی.
*اگه از شهر ری با اتوبوس آورده باشنت و وسط شهید ثانی حوالی فرحزاد پیاده کرده باشنت ،این یعنی هستی ولی اگه مویت را در همان شهید ثانی سفید کرده باشی ،معلومه که نیستی .
*اگه دستی توی سند داشتی و هرچند حیات طیبه رو از حیاط طیبه خانم (همسایه بغلی)قرض کرده باشی حتما هستی حتی ممکنه طبقات سازمان مرکزی رو هم برای کشکک زانوت جابجا بکنند این یعنی خیلی دیگه هستی اما اگه بلوم بیچاره را صد بار از تو قبر در آورده باشی و بخاطر حیطه های سه گانه اش شماطت کرده باشی و یا هرم مازلو را مانند اهرام مصر بارها و بارها تخریب کرده باشی مطمئن باش نیستی.
*اگه بین حوزه ستادی وزارتخانه و مجلس سرگردان باشی ،یعنی یه پات اینجا و یه پات اونجا باشه ( چپ و راستش فرقی نمی کنه )که شک نکن هستی ولی اگه مثل من یه لا قبا سایه پت وپهنی بالای سرت نباشه،ول معطلی،نیستی.
*با همه اینایی که گفتم اگه هیچکدوم از شرایط بالا رو نداشتی تازه میشی مثل من ولی اگه هستی مطمئن نباش همیشه باشی ،از من نشنیده بگیر ممکنه به طرفه العینی دیگه نباشی چون موش های دیوارهای تربیت معلم چند وقتیه که قوه سامعه شون تقویت شده پس مواظب باش.